امید

امید جان تا این لحظه 9 سال و 3 ماه و 26 روز سن دارد

آخرین پست در سال 92

اینم گل پسر من ولی باز نشد عکس درست کنم.

سايه حق سلام عشق سعادت روح سلامت تن سرمستي بهار سکوت دعا سرور جاودانه اين است هفت سين آريايي نوروز مبارک

موفق وپیروز باشید


تاریخ : 29 اسفند 1392 - 20:57 | توسط : مامان امید | بازدید : 678 | موضوع : وبلاگ | نظر بدهید

دعا یی برای عید وتبریک عید

چهار دعای برتر لحظه تحویل سال

اول دعا برای ظهور آن بی مثال

دوم تمام ملت بی ضرر و بی ملال

سوم رسیدن ما به قله های کمال

چهارم تمام جیب ها پر از پول ،

اما حلال جشن فـــرخنده فـــرودیـن است روز بازار گـــل و نسرین است نوروز پیشاپیش فرخنده باد



تاریخ : 27 اسفند 1392 - 22:51 | توسط : مامان امید | بازدید : 644 | موضوع : وبلاگ | 5 نظر

داستانی درباره حجاب

بهش گفتم: امام زمان عج رو دوست داری؟

گفت: آره! خیلی دوسش دارم

گفتم: امام زمان حجاب رو دوست داره یا نه؟

گفت: آره!

گفتم : پس چرا کاری که آقا دوست داره انجام نمیدی؟

گفت: خب چیزه!…. ولی دوست داشتن امام زمان عج به ظاهر نیست ، به دله

گفتم: از این حرف که میگن به ظاهر نیست ، به دله بدم میاد

گفت: چرا؟

براش یه مثال زدم: گفتم: فرض کن یه نفر بهت خبر بده که شوهرت با یه دختر خانوم دوست شده و الان توی یه رستوران داره باهاش شام می خوره. تو هم سراسیمه میری و می بینی بله!!!! آقا نشسته و داره به دختره دل میده و قلوه می گیره

. عصبانی میشی و بهش میگی: ای نامرد! بهم خیانت کردی

؟ بعد شوهرت بلند میشه و بهت میگه: عزیزم! من فقط تو رو دوست دارم.

بعد تو بهش میگی: اگه منو دوست داری این دختره کیه؟ چرا باهاش دوست شدی؟ چرا آوردیش رستوران؟

اونم بر می گرده میگه: عزیزم ظاهر رو نبین! مهم دلمه! دوست داشتن به دله…

دیدم حالتش عوض شده بهش گفتم: تو این لحظه به شوهرت نمیگی: مرده شور دلت رو ببرن؟ تو نشستی با یه دختره عشق بازی می کنی بعد میگی من تو دلم تو رو دوست دارم؟ حرف شوهرت رو باور می کنی؟

گفت: معلومه که نه! دارم می بینم که خیانت می کنه، چطور باور کنم؟ معلومه که دروغ میگه

گفتم: پس حجابت….

اشک تو چشاش جمع شده بود روسری اش رو کشید جلو با صدای لرزونش گفت: من جونم رو فدای امام زمانم می کنم، حجاب که قابلش رو نداره از فردا دیدم با چادر اومده

گفتم: با یه مانتو مناسب هم میشد حجاب رو رعایت کرد! خندید و گفت: می دونم! ولی امام زمانم چــــــادر رو بیشتر دوست داره می گفت: احساس می کنم آقا داره بهم لبخنــــــــــد می زنه.


تاریخ : 24 اسفند 1392 - 21:50 | توسط : مامان امید | بازدید : 371 | موضوع : وبلاگ | نظر بدهید

تولد 3 سالگی


تاریخ : 14 اسفند 1392 - 19:57 | توسط : مامان امید | بازدید : 467 | موضوع : وبلاگ | 9 نظر

تولد2

تولد2


تاریخ : 11 اسفند 1392 - 02:27 | توسط : مامان امید | بازدید : 449 | موضوع : فتو بلاگ | 8 نظر

قند عسل

قند عسل


تاریخ : 11 اسفند 1392 - 02:26 | توسط : مامان امید | بازدید : 526 | موضوع : فتو بلاگ | 2 نظر

قلبم

قلبم


تاریخ : 11 اسفند 1392 - 02:24 | توسط : مامان امید | بازدید : 426 | موضوع : فتو بلاگ | نظر بدهید

مسواک زدن عسلم

مسواک زدن عسلم


تاریخ : 11 اسفند 1392 - 02:22 | توسط : مامان امید | بازدید : 364 | موضوع : فتو بلاگ | نظر بدهید

خوابیدن

خوابیدن


تاریخ : 11 اسفند 1392 - 02:21 | توسط : مامان امید | بازدید : 431 | موضوع : فتو بلاگ | 2 نظر